الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
677
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
كدام از روى اختيار راه خير و يا شر را برگزيدهاند و سپس خوبان را از سرشتِ خوب و بَدان را از سرشتِ بدى كه اختيار كردهاند آفريده است . پايان نقل از مجلسى ( ره ) . من گويم ، وجه سياق اين روايات را در شرح خبر اول اين باب بيان كرديم و عيان نموديم كه اين اخبار در مقام اثبات يك جهانى براى انسان پيش از اين جهان نيستند بلكه در مقام شرح پيدايش تدريجى انسانند و اين بيان عوامل خير و شرى است كه انسان در محيط آن پديد شود و پرورش يابد و به اختيار خود به سوئى رو كند و از بهشتيان گردد يا به دوزخيان پيوندد . از مجلسى ( ره ) - در شرح شكافتن آنچه در مشت بوده گويد : سوم آنچه يكى از افاضل گفته است كه شكافتن كنايه از جدا كردن آن مقدارى از هر دو ماده است كه به كار خلق انسان مىخورد و همانا مقدارى از هر دوى آنها جدا شده براى آنكه در ضمن آنها موادى بوده كه دخيل در خلق انسان نبوده و ماده كونيات ديگر بودند . پايان نقل از مجلسى ( ره ) . من گويم ، ظاهر اين است كه فلقتين مصدر است و مفعول مطلق عددى است يعنى دو بار آنچه در مشت بود از هم شكافت و زوائد آن را در پاشيد تا جوهر مخصوص آفرينش انسان پاكيزه شد و به جا ماند و اين كنايه از اين است كه جوهر هستى انسان دو بار از موجودات روح دار نباتى و حيوانى لطيفتر است يعنى يك بار از موجودات گياهى و بار دوم از موجودات و جانداران حيوانى ، زيرا از نظر ترقى ، ماده در نوع كلى صاحبان روح دو بار تصفيه مىشود تا به عالم انسان مىرسد ، يك بار در عالم گياهان كه روح نمو دارند و بارِ ديگر در عالم جانداران عمومى ديگر كه بعلاوه حس و اراده دارند . وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ الخ ، از بيضاوى - يعنى نسل آنها را از پشت آنها بر آورد چنانچه پى درهم متولد شوند ، و « مِنْ ظُهُورِهِمْ » بدل بعض از كل است براى « مِنْ بَنِي آدَمَ » ، و نافع و ابو عمرو و ابن عامر « ذُرِّيّاتَهُم » قرائت